ميرزا شمس بخارايى

81

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

نهاده ؛ امير از سوء افعال و اعمال آنها در گذشت ، بر جاه و حرمتشان بيفزود و خلاع فاخره به آنها بخشيد و به همراهانشان اكرام و انعام نموده از گذشته سخنى نگفت . مورّخ كتاب ميرزا شمس « 1 » بخارايى مىنگارد : چون ايلت نظر خان كه شرح حالات او نگاشته آمده ، در رود آمويه غرق شد و به كيفر سركشى خود رسيد ؛ برادرش رحيم خان ، جاى برادر را تصاحب نمود . او نيز پيشهء برادر پيش نهاد خويش كرد و تا حيات داشت رايات طغيان و عصيان افراشته ، گاهى به جنگ امير مير حيدر لشكر كشيده ، زد و خورد مىكرد و گاهى به تاخت و غارت حوالى سمرقند و بخارا به سر مىبرد تا در يكى از محاربات كشته شد [ و ] سر از سوداى عصيان و طغيان تهى نمود . چون اللّه قلى خان پسر رحيم خان به جاى پدر نشست و رياست پدر يافت ، با خود انديشيده ، ترك خلاف امير مير حيدر بگفت و با امير از در صلح بر آمده اظهار خدمت مىنمود . امير حيدر نيز پايگاهش را افزوده مىداشت . پس از آن ديگر كسى نماند كه بر خلاف امير برخيزد ، همه جا اسباب امنيّت استقرار يافت . در سنهء 1826 ميلادى كه مقارن آن حال بود ، از كارشى كه مقرّ حكمرانى مير نصر اللّه خان بود ، به جهت امير حيدر نامه‌اى رسيد كه خداوند به مير نصر اللّه خان پسرى عطا نموده . امير او را مير مظفّر تورى نام نهاد و خود با گروهى از سران سپاه و خواص و محرمان به جانب كارشى عزيمت نموده ، مدّت پانزده شبانه روز در كارشى به عيش و سور گذرانيدند و مقدم مولود را - بيش از آنكه به شرح انجامد - گرامى داشت . به بزرگان كارشى و ملتزمين خدمت جامه‌هاى زردوز گرانبها و خلاع فاخره بخشيده ، بعد از آنكه مجالس عيش به ختام انجاميد ، به حكم امير حيدر طبل بازگشت به بخارا زده و به جانب بخارا مراجعت نمود . در بين راه كسالتى سخت به امير حيدر عارض شد كه از نشستن بر مركب و زين نيز عاجز آمده ، قدرت حركت نماند . ملتزمين ركاب به هر نحوى كه بود امير مير حيدر را به شتاب تمام وارد بخارا نمودند . عارضهء امير روز به روز ، بلكه هر ساعت بيشتر مىشد و

--> ( 1 ) . اساس : شريف ، با توجه به متن كتاب تصحيح شد .